تبلیغات
معشوق



از اختلاف بپرهیزید:[1]پس از رحلت پیغمبر(و پایان بیعت‏ سقیفه)عمویش عباس و ابو سفیان پیشنهاد بیعت‏ باامام را كردند امام(ع)كه از سوء نیت ابو سفیان آگاه بود چنین فرمود: [2]

اى مردم!امواج كوه پیكر فتنه‏ ها را،با كشتیهاى نجات(علم و ایمان و اتحاد)درهم بشكنید از راه اختلاف و پراكندگى كنار آئید،تاج تفاخر و برترى جوئى را از سربنهید

(دو كس راه صحیح را پیمودند)آنكس كه با داشتن یار و یاور و نیروى كافى به پاخاست و پیروز شد،و آن كس كه با نداشتن نیروى كافى كناره‏ گیرى كرد و مردم را راحت‏ ساخت[3].

زمامدارى بر مردم همچون آبى متعفن و یا همانند لقمه‏ اى است كه گلوگیر مى‏شود،آنان كه میوه را پیش از رسیدن چینند،به كسى مانند،كه بذر را در كویر و شوره زار پاشد(هر قیامى وقت معینى دارد تا به ثمر برسد و اگر پیش از موعد دست‏ به آن زده شود بى حاصل‏ و بى نتیجه خواهد ماند).

اخلاق و علم امام(ع)

اگر سخن گویم(و حقم را مطالبه كنم)گویند:بر ریاست و حكومت‏ حریص است،و اگر دم فرو بندم(و ساكت نشینم)خواهند گفت از مرگ مى‏ترسد!

(اما)هیهات پس از آن همه جنگها و حوادث(این گفته بس ناروا است).

بخدا سوگند!علاقه فرزند ابو طالب،به مرگ از علاقه طفل شیرخوار به پستان مادربیشتر است[4].

اما من از علوم و حوادثى آگاهم كه اگر گویم همانند طنابها در چاههاى عمیق به ‏لرزه در آئید!.

توضیح‏ها:

[1]این سخن را با كمى اضافه ابن جوزى در«تذكرة الخواص‏»صفحه‏128 چاپ سال‏1383 نقل كرده است.

نویسنده مدارك نهج البلاغه مى‏گوید:

این خطبه را ابن جوزى و غیر او نقل كرده‏ اند.(مستدرك و مدارك نهج البلاغه‏ صفحه‏239) .

ابراهیم بن محمد بیهقى این خطبه را در كتاب‏«المحاسن و المساوى‏»جلد 2 صفحه‏139 آورده است(استناد نهج البلاغه صفحه 22) .

[2]پس از رحلت پیغمبر و پیش آمدن جریان‏«سقیفه‏»عباس و گروهى ازبنى هاشم و ابو سفیان نزد على(ع)آمدند و از او خواستند كه با او به عنوان خلافت‏ بیعت كنند،و ابو سفیان اضافه كرد:

اگر اجازه دهى با جمعى انبوه سواره و پیاده از تو حمایت‏ خواهم كرد!

على(ع)(كه از سابقه و نظر ابو سفیان راجع به اسلام آگاه بود)و شرایط زمان را نیز مساعد نمى‏دید،درخواست آنها را رد كرد و این خطبه را در پاسخ‏ آنان ایراد فرمود.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید جلد 1 صفحه 218-221)و(تذكرة الخواص صفحه 128)

[3]«افلج من نهض بجناح...»اشاره به این است كه رهبر نهضت‏ بایدجوانب كار را به بیند و بدون داشتن افراد كافى كه بتوانند نهضت را به ثمر رساننداقدام نكند،و سكوت تا زمان فراهم شدن شرائط به صلاح نهضت و ملت‏خواهدبود.

[4]«و الله لابن ابى طالب...»اشاره به این است كه از مرگ وحشت‏ ندارم،و حوادث و جنگهاى گذشته من دلیل آن است،اما براى اثبات حریص‏ نبودن بر ریاست،دلیلى جز صبر نیست،تا بر همگان روشن گردد،ولى این بهانه‏ جویان هر كار كنم ایراد مى‏كنند.


+ نوشته شده در یکشنبه 16 مرداد 1390 ساعت 10:17 ب.ظ توسط علی رحیمی نظرات |




 فال حافظ - قالب وبلاگ