تبلیغات
معشوق



از نامه‏ هاى امام علیه السلام‏ كه به‏«شریح ابن حارث‏»قاضى خود نوشته [1]
نقل شده‏«شریح ابن حارث‏»قاضى امیر مؤمنان علیه السلام در عصر حكومت‏ امام علیه السلام خانه ‏اى براى خود به 80 دینار خرید این گزارش كه به امام رسید وى رااحضار كرده به او فرمود:
به من خبر رسیده كه خانه ‏اى به قیمت 80 دینار خریده و آنرا قباله كرده‏ اى‏ و بر آن شهود و گواه گرفته‏ اى.
«شریح‏»پاسخ داد چنین بوده است اى امیر مؤمنان!
امام علیه السلام نگاه خشم آلودى به وى كرد و فرمود: اى‏«شریح‏»به زودى كسى بسراغت ‏خواهد آمد كه نه قباله‏ ات را نگاه مى-كند و نه از شهودت مى‏پرسد،تو را از آن خارج مى‏كند و تنها ترا به قبرت‏ تحویل مى‏دهد.
اى‏«شریح‏»بنگر این خانه را از ثروت غیر خود نخریده،و یابهاى آنرا ازغیر مال حلال خود نپرداخته باشى كه هم در دنیا و هم در آخرت خود را زیانكاركرده ‏اى آگاه باش!اگر هنگام خرید خانه نزد من آمده بودى نسخه قباله رابدینگونه مى‏نوشتم كه دیگر در خریدن خانه ‏اى حتى به بهاى یك درهم یا بیشترعلاقه بخرج ندهى!
نسخه قباله این است:
«این چیزى است كه بنده‏ اى ذلیل از مرده‏ اى كه آماده كوچ است‏ خریدارى‏ كرده،خانه‏ اى از سراى غرور،در محله فانى شوندگان،و در كوچه هالكان!
این خانه به چهار حد منتهى میگردد:
یك حد آن به آفات و بلاها مى‏خورد،و حد دوم به مصائب،و حد سوم به‏ هوا و هوس‏هاى سست‏ كننده،و حد چهارم آن به شیطان اغواگر منتهى میشودو در خانه همینجا است.
این خانه را مغرور آرزوها از كسى كه پس از مدت كوتاهى از این جهان‏ رخت ‏برمى‏بندد،به مبلغ خروج از عزت قناعت و دخول در ذلت دنیا پرستى،خریدارى نموده،هر گونه عیب و نقص و كشف خلافى در این معامله واقع شودبعهده بیمارى‏بخش اجسام پادشاهان!و گیرنده جان جباران،و زایل كننده‏ سلطنت فرعونها:همچون‏«كسرى‏»،«قیصر»،«تبع‏»و«حمیر»مى‏باشدو به عهده كسانیكه مال را گردآورى كردند و بر آن افزودند،و آنها كه بنا كردندو محكم ساختند، طلاكارى نمودند و زینت دادند،اندوختند و نگهدارى كردندو به گمان خود براى فرزندان باقى گذاردند،همانها كه همگى به پاى حساب‏ و محل ثواب و عقاب رانده مى‏شوند،یعنى هنگامیكه فرمان داورى قضاوت الهى ‏رسیده باشد«و بیهودگان در آنجا بزیان برسند»!(سوره مؤمن (40) ، آیه 78.)
«شاهد»این قباله عقل است آنگاه كه از تحت تاثیر هوا و هوس خارج گرددو از علائق دنیا جان سالم بدر برد.»
توضیحها
[1]جریان مربوط به شریح را شیخ‏«صدوق‏»در كتاب‏«امالى‏»صفحه‏187 با سندى كه به‏«سید عبد العظیم ابن عبد الله حسنى‏»مى‏رسد نقل كرده است(مصادر نهج البلاغه جلد3 صفحه‏199)شریح كیست؟
«شریح ابن حارث‏»حدود شصت‏ سال عهده‏ دار منصب قضاوت در اسلام‏ بود،در این میان تنها سه سال در جریان فتنه‏«عبد الله زبیر»دست از قضاوت‏ كشید.نخستین بار«عمر»او را بقضاوت برگزید و همچنان عثمان و در زمان‏ امام علیه السلام و بعد از او این منصب را داشت تا زمان‏«حجاج‏»كه استعفانمود.او عمرى طولانى داشت،گفته شده حدود 168 سال،و بعضى 100 سال‏ میدانند.وى در سال‏87 هجرى و طبق گفته بعضى دیگر سنه‏76،97 و99 وفات‏ كرده است. او مردى شوخ طبع و مزاح بوده و در قضاوت ید طولائى داشت.
تنها یك بار امام علیه السلام بر او غضبناك شد و او را به یكى از روستاهاى‏ نزدیك كوفه‏«بانقیا»كه اكثر ساكنین آن یهودى بودند تبعید نمود و پس از آنكه از وى راضى شد او را بكوفه برگردانید.
گفته شده‏«شریح‏»عصر جاهلیت را درك كرده،ولى پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم را ملاقات ‏ننموده است،بهمین مناسبت او را از«صحابه‏»نمیدانند بلكه از تابعین بشمار مى-آوردند.(براى توضیح بیشتر به شرح ابن ابى الحدید جلد 14 صفحه 28 و اسد-الغابه جزء 2 صفحه 394 و شرح خوئى جلد17 صفحه 154 ببعد مراجعه فرمائید)
پى‏نوشت:

+ نوشته شده در جمعه 21 مرداد 1390 ساعت 10:24 ب.ظ توسط علی رحیمی نظرات |




 فال حافظ - قالب وبلاگ